تبليغاتX
صلح كل

قابل توجه مدیران وبلاگهای سلسله تصوف نعمت الهی گنابادی و  کلیه دوستان وبلگ نویس علاقه مند عرفان و تصوف

فرا خوان پیام سبز  صلح و آرامش برای پیروان ادیان جهان

از آنجا که امروز بیش از هر زمان دیگری شاهد فشار و آزار بر گروههای مختلف مذهبی از جمله اهل عرفان و تصوف در ایران هستیم.لذا بنده حقیر مدیر وبلاگ صلح کل٬ از تمام عزیزان وبلاگ نویس سلسله  تصوف نعمت الهی گنابادی تقاضا دارم در روز  ۱۲ آذر ماه ۱۳۸۵همزمان با ولادت حضرت امام رضا (ع)  با مطلبی راجع به صلح و آرامش برای پیروان ادیان جهان وبلاگهای خود را به روز کنند.چرا که یقینا ارمغان تمام ادیان جهان برای بشریت صلح و آرامش بوده و بس!و در دین اسلام هم که دین صلح و آرامش و دوستی و محبت است با توجه به آیه ((و لقد کرمنا بنی آدم))برای تمام بشریت کرامت قایل شده حال از هر دین و مرام و مسلکی که باشند و به حکم آیه ((لا اکراه فی دین))تمام بشریت را در انتخاب دین خود آزاد گذاشته است لذا در همین راستا ما وبلاگ نویسان سلسله نعمت الهی گنابادی از دولت  و رهبرجمهوری اسلامی میخواهیم راجع به این امر مهم اقدام نمایند و جلو نیروهای خودسر و خشونت طلب را که در بدنه وزارت کشور و اطلاعات نفوذ کرده بگیرند چرا که تمام این ندانم کاریها به حساب حکومت تمام میشود.و به حکم اصل ۲۲ قانون اساسی از تفتیش عقاید گروههای مختلف دینی به خصوص اهل عرفان و تصوف و  به ویژه پیروان تصوف نعمت الهی  گنابادی که عقاید آنان عین تشیع  میباشد خودداری شود. که  شعله ور شدن آتش نفاق و تعصبات دینی و فرقه ای خشک وتر را با هم میسوزاند.

لذا در روز ۱۲ آذر ماه ۱۳۸۵ در این فراخوان فرهنگی شرکت کنید .عزیزان با اعلام نظر خود در این پست آمادگی خود را اعلام فرمایید.روز ۱۰ آذر ماه ۱۳۸۵ اسامی وبلاگهایی که در این فراخوان شرکت مینمایند در پست بعدی وبلاگ صلح کل درج خواهد شد.

با آرزوی صلح و آرامش برای تمام پیروان ادیان جهان

مدیر وبلاگ صلح کل

+ نوشته شده در  شنبه 27 آبان1385ساعت   توسط صلح كل  | 

سخن بزرگان عرفان و تصوف در طول تاریخ همواره دعوت به صلح و آرامش بوده است.در تاریخ عرفان اسلامی عرفا همواره در تقریب مذاهب اسلامی کوشیده اند و حتی در ایجاد وحدت و یگانگی بین ادیان تلاش کرده اند.تلاشهای شاه نعمت اله ولی در ایجاد اتحاد و یگانگی بین مذاهب مختلف اسلامی ( شیعه و سنی)در تاریخ به ثبت رسیده است و دلیل محبوبیت ایشان هم همین بوده است.گویند بر سر در خانقاه شیخ ابولحسن خرقانی نوشته بود:((هر در این سرای در آمد نانش دهید و از ایمانش مپرسید))که این نشان دهنده وسعت دیدو مشرب اهل عرفان است.

آنچه میخوانید پیام جناب آقای دکتر نور علی تابنده (مجذوبعلیشاه)قطب سلسله تصوف نعمت الهی سلطانعلیشاهی به کنفرانس صلح ادیان است که در فروردین ۱۳۸۴در هندوستان برگزار گردیده است:

                                             صلح ادیان

 پیام جناب دکتر نورعلی تابنده (مجذوبعلیشاه ) به کنفرانس صلح ادیان در هندوستان

 

بسم الله الرحمن الرحیم


خطاب اینجانب به کسانی است که در کنفرانس (۱) برگزار شده از جانب « بنیاد فرهنگی هماهنگی ادیان و صلح جهانی » گرد هم آمده اند . از اینکه بزرگانی از ادیان مختلف در این دوران به فکر صلح و هماهنگی و وفاق میان مذاهب و ادیان افتاده اند ، بسیار خوشحال شدم . زیرا دین امری است که اعتقاد به آن را به زور و جبر نمی توان تحمیل کرد . بلکه هر یک از ما بطور آگاهانه آن را انتخاب کرده ایم . ما که مسلمان ایم اسلام را انتخاب کردیم و معتقدیم که اسلام آخرین دین الهی و کامل ترین همه ادیان است . ولی نمی توان این اعتقاد را به اجبار به دیگری تحمیل کرد ، زیرا دیگری هم باید تحقیق و جستجو بکند تا یقینا به این نتیجه برسد . بنابر این مادامی که پیروان ادیان به یک نتیجه واحد نرسیده اند ، باید برای استقرار صلح جهانی ، به همه ادیان احترام گذارد و به آنها اهمیت داد و امکاناتی را برای آنان فراهم کرد که بتوانند جستجوی خودشان را ادامه بدهند تا در راه وحدت ادیان موفق بشوند . ولی همانطور که گفته شد امروز نمی توان از وحدت ادیان دم زد بی آنکه عقیده دیگری را محترم شمارد . لذا به همین ترتیب دلیل من که معتقدم عرفان اسلامی در میان طریقه های عرفانی ادیان مختلف ، مترقی ترین عرفان هست ، این اعتقاد خود را به دیگران تحمیل نمی کنم اما امیدوارم سایرین هم به همین نتیجه برسند که من رسیده ام .
در دوران اخیر بسیاری از بزرگان و رهبران جهان متوجه این مطلب شده اند . چنانکه پاپ فقید ژان پل دوم که انسانی دانا و متوجه این نکات بود بعد از مدت ها اختلاف بین فرق مسیحی ، به بیت المقدس رفت و با بزرگان ارتدکس نیز ملاقات کرد . پیروان ادیان در عین اینکه هیچ کدام نباید از اعتقادات دینی خود دست بردارند ، باید به اعتقادات دینی دیگران هم احترام بگذارند و همچنین باید با هم نحوه ای همکاری اجتماعی داشته باشند بدون اینکه عقاید خویش را ترک کنند و یا حتی تخفیف بدهد و این مطلب باید در ذهن همه متدینان وارد بشود . خوشبختانه در عرفان اسلامی همواره این مساله مورد توجه بوده و عارفان مسلمان با پیروان دیگر ادیان معاشرت داشتند و به آنها احترام می گذاردند . و کتب عرفانی نیز موید صدق این کلام است .
در عرفان اسلامی برای هر فردی شخصیتی قائل اند و به انسان ها این امکان را می دهند که تحقیق کنند و بفهمند و بعد از درک مطلب ، اعتقادات خود را اختیار کنند ، کما اینکه در ابتدای ورود اسلام به ایران شاهد این واقعیت هستیم . درست است که اعراب ، اول بار دین اسلام را پذیرفتند و بسیاری از ممالک اسلامی را فتح کردند ولی این صحیح نیست که بگوییم اعراب ، ایران را فتح کردند ، زیرا ورود اسلام به ایران تا حدود ری با جنگ و ستیز بود ولی بعد از آن مردم خودشان تعالیم اسلام را پذیرفتند و بر مبنای آن عمل کردند . اما چگونه به انتخاب اسلام رسیدند ؟ چون در اسلام تعالیمی از قبیل اینکه انسان ها و حقوق آنها را باید محترم داشت و از آزادی بیان و عقیده حمایت کرد ، این تعالیم را پسندیدند و به اسلام روی آوردند .
متاسفانه در دنیای امروز جریان سیاسی چنان غلبه پیدا کرده است که تعالیم عالیه ادیان را نیز تحت سیطره خویش درآورده است . چنانکه دفاع از صلح نیز با اغراض سیاسی همراه است همانند طرفداری و حمایت از یک جناح و یا مخالفت با آن . بزرگان ادیان باید سعی کنند اعتقادات دینی از سیطره سیاست دور بشود و آلت دست هیچ یک از افکار و آرای مختلف سیاسی قرار نگیرند . البته انسان ها آزادند خودشان روش سیاسی و اجتماعی مورد قبول خویش را انتخاب کنند و از جنبه اعتقادی به یکی از ادیان الهی ، متدین باشند ولی اینکه کسانی احساسات دینی را در هر قومی و هر ملتی تحریک کنند و از آن استفاده کنند ، چنانکه این امر امروزه در عالم سیاست متداول است ، امر خطرناکی است که هم اعتقادات مردم را خراب می کند و هم امکان آن انتخاب اصلح را در اعتقادات برای مردم باقی نمی گذارد و حاصلش این است که جنگ بین پیروان ادیان را بیشتر می کند . به این جهت است که کار بنیاد هماهنگی دینی بسیار ضروری است و صلح جهانی هم امکانی است برای این قبلی بنیادها که به جستجو و انتخاب اصلح ادامه دهند .
خیلی متشکرم ، والسلام

***


اضافه کنم که من قبلا از طرف جناب آقای ماهاریشی کاپیل ادوایت (
۲) رئیس محترم بنیاد ، نامه ای دریافت کردم که خبر این کنفرانس را داده بودند و از مخلص برای شرکت در آن دعوت کرده بودند و البته چون هر نامه ای را باید پاسخ داد من در پاسخ به این دعوتنامه ، نامه ذیل را به ایشان نوشتم :

جناب آقای ماهاریشی کاپیل ادوایت
۱۴ فروردین ۱۳۸۴ ، ۳ آوریل ۲۰۰۵


با عرض سلام صمیمانه ، دعوتنامه شرکت در کنفرانس بنیاد هماهنگی مذهبی و صلح جهانی را دریافت کردم . من نیز تشکیل چنین بنیادی را با هدف مذکور تایید می کنم . تاریخ قرون اخیر به ما هشدار داده است که مراقب نفوذ دشمنان در عالم معنوی دین داری باشیم و بدون سقوط در غرقاب بدبینی و با درنظر گرفتن : « ان بعض الظن اثم » (
۳) ، مراقبت کافی داشته باشیم و گفته خداوند را که فرمود : « و لقد کرمنا بنی آدم » (۴) ، را ملاک تکریم همنوع قرار دهیم .
اعتقادات دینی کاملا شخصی است و قابل تحمیل به دیگری نمی باشد . بدیهی است متدین به هر دینی ، اعتقادات خود را برتر می داند و به همین جهت است که از میان تمام ادیان همان دین را انتخاب کرده است . وجه مشترک همه آنها « ‌تدین » است یعنی قبول عقاید و تعالیمی معنوی و تقید و تسلیم به نظام معنوی اجتماعی خاص . ما مسلمانان که اسلام را انتخاب کرده ایم ، آن را دین صلح و صفا و آزادی دانسته ایم و با همه تکریم شدگان ( بنی آدم ) انس و تعامل معنوی داریم و چون معتقدیم که : « لا اکراه فی الدین » (
۵) ، لذا برای همگان این حق - و بلکه وظیفه - را قائل ایم که به جستجوی نظام برتر معنوی بپردازند و لازم وجود امکانات آزاد چنین جستجویی را استقرار صلح در جهان می دانیم و از نظر ما وظیفه همه افراد بشر بخصوص دین داران عالم ، حفظ و استقرار چنین صلحی است . علی الخصوص سلوک عرفانی را برای متدینین به همه ادیان لازم می دانیم .
عرفان که در واقع معنای واقعی و روح همه ادیان الهی است ، وسیله ارتباط و وجه مشترک آنان می باشد . من بنده کمترین خداوند و همچنین اسلاف معنوی و نسبی من در این راه کوشیده ایم و برای حفظ آن ایثارها کرده و حملات ناروا را به مصداق : « اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما » (
۶) ، احیانا با اغماض یا در حد دفاع از خود تحمل نموده ایم . هندوستان مدتها مرکز عرفان اسلامی بوده و کوشش هایی از قبیل آنچه عارف شهیر مسلمان ، داراشکوه ، در مسیر تقریب ادیان اسلام و هندو انجام داد ، مورد تصویب و تایید همه پیروان واقعی ادیان است . اکنون نیز هندوستان مظهر صلح جهانی و عرفان بوده و انشاء الله بعدا نیز خواهد بود .
آقای حسینعلی کاشانی بیدختی که در عرفان نظری مطالعه دارند و سلوک عرفانی را از سال ها قبل نزد بزرگان عرفان و اسلاف من شروع کرده و تا هم اکنون ادامه داده اند به این کنفرانس خواهند آمد و توضیحاتی اگر لازم باشد ، خواهند داد . خود این دعوتنامه و پاسخ آن مراحلی است از طریق سلوک عرفانی و مطالعه نظری عرفان . تاییدات شما را در صراط المستقیم خواهانم .
با عرض مجدد آرزوی توفیق



پاورقی :

۱. متن پیام به کنفرانس صلح ادیان که از جانب « بنیاد هماهنگی ادیان و صلح جهانی » در فروردین سال ۱۳۸۴ در هندوستان برگزار شد .
۲. Maharishi Kapil Adwait
۳. سوره حجرات ، آیه ۱۲ : زیر پاره ای از گمان ها در حد گناه است .
۴. سوره اسراء ، آیه ۷۰ : ما فرزندان آدم را کرامت بخشیدیم .
۵. سوره بقره ، آیه ۲۵۶ : در دین هیچ اجباری نیست .
۶. سوره فرقان ، آیه ۶۳ : و چون جاهلان آنان را مخاطب سازند ، به ملایمت سخن گویند .



منبع :

عرفان ایران ( مجموعه مقالات ) - شماره ۲۲ / گردآوری و تدوین سید مصطفی آزمایش .-- تهران : حقیقت ، ۱۳۸۴ / صص. ۵ - ۹



    

                                                                            

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 آبان1385ساعت   توسط صلح كل  | 

تحلیلی بر اقدامات تفرقه افکنانه وبلاگ خرقه پشمینه

             خبیث را چو تعهد کنی و بنوازی              به دولت تو گنه میکند به انبازی

چندی است که ویلاگ  خرقه اقدام به درج عکسهایی  از بزرگان سلسله گنابادی نموده  که بوسیله انتشار آنها قصد دارد به اصطلاح بزرگان این سلسله را بد نام کرده افکار عمومی را نسبت به عرفان و تصوف بد بین سازد.

در این مورد توضیحاتی لازم است تا خوانندگان در مورد مسایل پشت پرده این قضیه مطالبی بدانند:

۱-وبلاگ خرقه متعلق به وزارت اطلاعات است.همین پشتیبان کافی است تا ماهیت آن بخوبی بر همگان آشکار شود.در ۱۰ سال اخیر به کرات شاهد غیر انسانی ترین رفتارها با دگر اندیشان از طرف ماموران اطلاعاتی بوده ایم.ساختن مدارک جعلی٬ارعاب و شکنجه٬وادار کردن افراد به نوشتن توبه نامه از جمله رایجترین روشهای مرسوم این سربازان به اصطلاح گمنام است.همفکران خرقه در این چند سال اخیر ماموران خود را از زن و مرد به داخل مجالس سلسله گنابادی میفرستند و با موبایل عکس میگیرند و یا با واکمن یا دیگر وسایل شنود به ضبط صدا میپردازند و به اصطلاح مدرک جمع میکنند.سپس با استفاده از یک تیم متخصص شروع به جعل مدارک کرده٬تا بوسیله آن بتوانند دستاویزی برای اهانتهای خود پیدا کنند.غافل از آنکه این مکرو نیرنگ به خودشان باز میگردد.آیا در تاریخ دست معاویه ها و عمر و عاصها رو نشد؟همچنین این مدارک جعل شده به هیچ وجه ماهیت و ارزش حقوقی ندارند.

۲-استفاده از شیوه های ناجوانمردانه و ساختن مدارک جعلی از طرف ماموران اطلاعاتی شگردی است که اکثر مردم با آن آشنایی کامل دارند.لذا هیچ انسان شریفی که وجدان انسانی بیدار دارد .ارزشی برای این اراجیف قایل نمیشود بلکه اگر جویای حقیقت باشد بنا بر توصیه قران در سوره حجرات آیه 6 :((یا ایها الذین آمنوا ان جائکم فاسق بنبا فتبینوا ان تصیبوا قوما بجهاله)){ای کسانی که ایمان آوردیداگر شخص فاسقی خبری از کسی برای شما آوردتحقیق کنید که بدون جهت و از روی نادانی ضرری به کسی واردنیاورید}عمل خواهد کرد تا خدای نا کرده آبروی بنده ای از خدا لکه دار نگردد و حرمت انسانی او شکسته نشود.

۳-توجیه خرقه و همکارانشان در وزارت اطلاعات برای اعمال خلاف شرع خود این است که هدف وسیله را توجیه میکند برای همین برای رسیدن به هدفشان از هیچ جنایتی ابا ندارند و انجام هر عمل غیر انسانی را جایز میشمارند.در قضیه جنایت تخریب حسینیه شریعت و حتی تخریب خانه های اطراف آن که مربوط به شهروندان بی گناه بود.این سربازان به اصطلاح گمنام حسینه شریعت را با مسجد ضرار مقایسه میکردند.غافل از آنکه خود را به جای پیامبر گذاشته اند حضرات چگونه خود را با پیامبر مقایسه میکنند؟ و ادعا دارند که میتوانند تشخیص دهند که کجا مسجد ضرار است؟گاندی جمله زیبایی دارد به این مضمون که:((وسیله کثیف هدف شما را نیز آلوده خواهد ساخت))آری کسانی که دین خداوند را دین اسلام که دین صلح و مودت و برادری و برابری است وسیله تفرقه و خشونت و تخریب و تکفیر برادران مسلمان خود قرار دهند روزی در آتش نفاقی که ایجاد کردند به شدت خواهند سوخت و آن زمان خیلی دور نیست!!

۴-استناد خرقه و همکاران به فتاوی است که برخی از مراجع در مورد صوفیه صادر کرده اند.و با استناد به همین فتوی آزار برادران مسلمان خود را جایز میشمارند .خانه آنها را آتش میزنند و حسینه که جایگاه عبادت و عزاداری است به آتش میکشند.این مراجع غافل هستند که چگونه آلت دست مقاصد سیاسی گروهی تمامیت خواه واقع شده اند.که اینک به جای آنکه عامل اتحاد بین مسمانان ایرانی باشند عامل ناامنی٬خشونت٬و تفرقه هستند.

۵-خرقه و همکاران در همراه کردن علما با خود در تخریب حسینیه شریعت نا موفق بودند.آیت اله آلعظمی منتظری به جای تایید تخریب حسینیه شریعت و ضرب و شتم برادران و خواهران مسلمان٬این عمل را به شدت محکوم کرد و از مسولین خواست تا این اشتباه بزرگ را جبران کنند و از آسیب دیدگان دلجویی کنند.کروبی ضمن محکوم کردن این عمل قبیح به مراجع نامه نوشت و از آنها خواست تا در این مورد اعلام نظر کنند.ططری نماینده مجلس آین عمل را به شدت محکوم کرد و کدیور از مسببین این فاجعه اعلام بیزاری کردو فاضل میبدی از اعضا مدرسین حوزه علمیه قم آین عمل غیر انسانی را محکوم نمود.و جالب این جاست که اکثر مراجعی که در مورد انحراف صوفیه فتوی صادر کردند در مورد تخریب حسینیه شریعت سکوت کردند و پاسخ کروبی را ندادند و برخی نیز مثل آیات صانعی و سیستانی اعلام کردند که هیچ نظری ندارند.به هر حال هیچ کس این عمل را تایید نکرد و این آبروریزی بزرگی بود برای مسببین آن اگر چه بعید مینماید که آبرویی وجود داشته باشد!!؟؟

***و اینک ۸ ماه پس از تخریب حسینه شریعت قم ٬ ضرب و شتم و آزار و تهدید پیروان تصوف گنابادی همچنان ادامه دارد از جمله:

۱-محکومیت سید احمد شریعت شیخ دراویش گنابادی قم به تصرف عدوانی ملک شخصی اش(جالب است بدانید منزل شخصی  آقای شریعت که مجاور حسینیه بود توسط ماموران وزارت اطلاعات با خاک یکسان شد و کلیه اموال ایشان غارت شد همچنین جالبتر  اینکه ایشان به علت تصرف عدوانی ملک شخصی خودش!!مقصر و مجرم شناخته شد و این برگ افتخاری بود بر افتخارات قوه قضاییه عدالت گستر!!!)

۲-اقدام جهت تخریب حسینیه دراویش سمنان در اسفند  ماه ۸۴(که با مقاومت دراویش سمنان و تجمع آنها ناکام ماند)

۳-ارعاب و تهدید و ضرب و شتم و آزار و اذیت دراویش خرم آباد ٬بروجرد٬کرمانشاه٬درود٬ششده فارس٬

۴-اخراج و تهدید دراویش گنابادی شاغل در شغلهای دولتی

۵-تهدید و ارعاب روزنامه نگاران مبنی بر عدم درج اخبار مربوط به آزار و اذیت دراویش گنابادی در رسانه ها

۶-پخش اعلامیه در نماز جمعه کرج و اقدام و مقدمه چینی جهت تخریب حسینیه دراویش گنابادی در کرج(با شانه خالی کردن امام جمعه کرج و نیروی انتظامی از عواقب امنیتی این موضوع و  عواقب آن این اقدام با شکست مواجه شد)

۷-مجبور کردن دکتر نور علی تابنده قطب سلسله گنابادی٬ به ترک زادگاه خود و تهدید ایشان در ماه مبارک رمضان(دکتر نور علی تابنده هر سال قبل از آغاز  ماه مبارک رمضان به بیدخت ٬زادگاه خود در ۵ کیلومتری گناباد میروند. و ماه رمضان را در بیدخت میمانندامسال مامورین وزارت اطلاعات با گارد ضد شورش در این روستای کوچک تجمع کرده و با به محاصره در آوردن خانه شخصی دکتر تابنده در ۱۹ ماه رمضان از ایشان میخواهند بیدخت را هر چه سریعتر ترک کنند)

۸-اقدام برای تخریب حسینه دراویش گنابادی شهر بروجرد در ۳۰ مهر ۱۳۸۵با استفاده از لودر و بلدوزر توسط ماموران لباس شخصی وزارت اطلاعات و تجمع دراویش بروجرد که باعث ناتمام ماندن این اقدام غیر قانونی گشت اما ماموران موفق شدند ۲ دیوار حسینیه را تخریب کنند که با تجمع به موقع دراویش قسمتهای تخریب شده در حال مرمت و باز سازی است. 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 آبان1385ساعت   توسط صلح كل  |