|
طبق آخرین خبری که از مشهد دریافت نمودم
جناب حاج دکتر نور علی تابنده پس از محدودیتهای که امروز دوشنبه ۳۱ اردیبهشت توسط ماموران امنیتی برایشان ایجاد شده بود .ساعاتی پیش فرودگاه مشهد را به سمت تهران ترک فرمودند .ساعت ۴۵/۹ شب جناب آقای مردانی شیخ سلسله که از ساعتی قبل در فرودگاه مهر آباد حضور داشتند به جمع استقبال کنندگان در سالن انتظار پروازهای داخلی پیوستند .
+ نوشته شده در دوشنبه 31 اردیبهشت1386ساعت   توسط صلح كل
|
بیان دوم بیان دیگری از وحدت وجود این است که وحدت وجود نه به معنای این است که وجود منحصر به ذات حق است٬ بلکه معنای آن این است که همه موجودات موجودند به یک حقیقت که آن حقیقت وجود است ولی این حقیقت مراتبی دارد.البته این بیان یک بیان ابتدایی است و ملا صدرا هم در ابتدا وحدت وجود را اینطور بیان میکندولی بعدا با حفظ همین نظریه که حقیقت وجود همان حقیقت ذات مراتب است.این مطلب را لطییف تر بیان میکند.که بیانی از یک فلسفه شهودی است.و همان نظریه خاص عرفاست بیان سوم اینکه وجود واحد من جمیع الجهات و بسیط مطلق است ٬هیچ کثرتی در آن نیست٬ نه کثرت طولی و نه کثرت عرضی ٬ نه کثرت به شدت و ضعف و نه به غیر شدت و ضعف ٬حقیقت وجود منحصرا واحد است و او خداست. غیر از حق هر چه هست وجود نیست نمود و ظهور است.غیر از حق هر چه ما میبینیم واقعا وجود و هستی نیست بلکه هستی نماست.این است که عارف وجود را از غیر حق سلب میکند و غیر از حق را را فقط نمود و ظهور میداند و بس٬ در آثار بسیاری از عرفا این بیان ظریف آمده است: مولوی در اوائل مثنوی می گوید: ما عدم هاییم هستی ها نما تو وجود مطلق و هستی ما ما که باشیم ای تو ما را جان جان تا که ما باشیم با تو در میان و ترجیع بند هاتف اصفهانی از بهترین شعرهایی است که عرفا در باب وحدت وجود گفته اند: ای فدای تو هم دل و هم جان وی نثار رهت همین و همان و در ادامه : یار بی پرده از در و دیوار در تجلی است یا اولی الابصار و در نهایت: که یکی هست و هیچ نیست جز او وحده لا اله الا هو و این حکایت ادامه دارد....
+ نوشته شده در دوشنبه 24 اردیبهشت1386ساعت   توسط صلح كل
|
چشم بگشا که جلوه دلدار به تجلی است از در و دیوار این تماشا چو بنگری گویی لیس فی الدار غیره دیّار محور جهان بینی عرفانی ((وحدت وجود )) است.البته بحث فلسفی وحدت وجود اولین بار توسط ابن عربی و شاگردانش بوجود آمد.قبل از آن این اصطلاح بین عرفا نبود.البته نه اینکه وجود نداشته بلکه با نام این اصطلاح مطرح نشده است.یعنی قبل از ابن عربی هم وحدت وجود مطرح بوده منتهی با نام ((وحدت وجود)) نبوده ٬بنابراین عرفای دیگر آنرا مطرح میکرده اند بدون اینکه به آن نام وحدت وجود بدهند. اصلا ((وحدت وجود)) چیست؟وحدت وجود از آندسته اندیشه هایی است که کمتر کسی به عمق آن پی میبرد!در اینجا به بیان تعابیر مختلفی که از وحدت وجود در عرفان میشود میپردازیم: بیان اول یعنی وجود منحصر است به وجود حق ((لیس فی الدار غیره دیّار)).ذات حق وجود لا یتناهی است٫قدرت لا یتناهی است.کمال و جمال لا یتناهی است٬مثلا وقتی موجودات را با هم مقایسه میکنیم میگوییم یکی بزرگتر و یکی کوچکتر است(دریا از نهر بزرگتر است)اما اینجا عارف وقتی عظمت لا یتناهای حق را شهود می کند درک میکند که متناهی در مقابل لا یتناهی نسبت ندارد.در حدیث هست که از معصوم(ع)سوال کردند که معنی:((الله اکبر)) یعنی :خدا بزرگتر از هر چیز است؟؟فرمود نه این حرف غلط است٬ خدا بزرگتر از آنست که در وصف در آیدنه بزرگتر از هر چیز دیگر!٬نه اینکه اشیا قابل مقایسه با خدا باشند و بعد بگوییم خدا از آنها بزرگتر است. بنابر این عارف که عظمت حق را شهود میکند ٬قهرا غیر او را نمی تواند ببیند.عرفا این مضمون را در گفتار خود بسیار به کار برده اند: رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت که یکی هست و هیچ نیست جز او وحده لا اله الا هو بعد از خدای هر چه پرستند هیچ نیست بی دولت آنکه بر همه هیچ اختیار کرد و این حکایت ادامه دارد....
+ نوشته شده در جمعه 7 اردیبهشت1386ساعت   توسط صلح كل
|
|
|