تبليغاتX
صلح كل

 

نقش مراجع حکومتی قم در تخریب حسینه شریعت

 

از بهمن  (۱۳۸۴)تا اکنون شدیدترین حملات از سوی حاکمیت بر علیه عرفان و تصوف صورت گرفته است.مراجع حکومتی شهر قم آیات نوری همدانی-فاضل لنکرانی-مکارم شیرازی و صافی گلپایگانی بارها در سخنان خود به تصوف حمله کردند و مقلدان این مراجع در ۲۴ بهمن ۱۳۸۴ حسینیه دراویش گنابادی شهر قم را تخریب کردند و به اتش کشیدند و دراویش گنابادی ساکن آن را به فجیعترین وضع مورد ضرب وشتم و اهانت واقع شدند در حالی که شیعه بودند و برادر دینی!آری تمام این فجایع با حمایت این علما به انجام رسید و ختم کلام اینکه:(( مراجع تقلید نامبرده در  قم عامل اصلی تخریب حسینه شریعت  در قم و ایجاد تفرقه و اختلاف در بین شیعیان بودند)) این جملات در۲ سال گذشته از لسان این آقایان جاری شد:

آقای نوری همدانی:

((صوفيه با هدف تضعيف اسلام شكل گرفت)).(( امروز كه‌چهره اسلام ناب درنتيجه نهضت امام راحل درعرصه زندگي‌مسلمانان حاكم شده ديگر جايي براي فرقه صوفيه وجود ندارد)).((مولوي هم از دشمنان اهل بيت است.)).((افرادي چون شيخ عطار، بايزيد سطامي، معروف کرخي، شقيق بلخي، جنيد بغدادي، فضيل ابن اياز و مولانا جلال الدين محمد بلخي معروف به مولوي جزو هفتاد و دو فرقه صوفيه اند که همه راه باطل رفته اند و دشمنان اهل بيت هستند.)) (مولوي از صوفيان بسيار قهار بود))

آقای مکارم شیرازی:

((دراويش يعني صوفيه داراي انحرافاتي هستند از آنها بپرهيزيد)).((این فرقه انحرافات زیاد دینی دارند که با اصول و فروع اسلام ناسازگار است )).((صوفي‌گرايي در طول تاريخ، به عنوان يك عامل انحرافي مطرح بود و از سوي دشمنان اسلام ترويج داده شد)).((من به اینها نصیحت میکنم قم جاي اين بحثها نيست. تشكيلات خود را جمع كنيد. و الا طور ديگر جمع خواهد شد.))(( اگر دولتی ها عرضه ندارند ما خودمان به طرفدارانمان بگوییم این صوفیهارا از قم بیرون بریزند))

آقای صافی گلپایگانی:

(( افكار آنها(صوفیان) انحرافي است و شركت در مجالس آنان حرام و ترويج باطل است.)).((ـ آيت الله صافي گلپايگاني از مراجع تقليد در ديدار گروهي از طلاب حوزه علميه از رواج صوفي‌گري انتقاد كرد. ))

آقای فاضل لنکرانی:

(( صوفيه و همه مذاهب منسوب به آن از فرقه هاي باطل و غيرصحيح است)).((شركت در مكانهاي مربوط به اين گروه ، خصوصا خانقاه جايز نيست ))

 خوب بعد از این سخنان تفرقه بر انگیز ظاهرا مراجع نامبرده به مقصود خود رسیدند.و مقلدان حضرات٬  سوزاندند و زدند و غارت کردند و گردن خود را به نشانه افتخار افراشتند که بله !ما برادران شیعه خود را قلع و قمع می کنیم

 

به همین مناسبت ببینید:

باز این چه شورش است(سایت مجذوبان)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت   توسط صلح كل  | 
 
 
اسف‏انگيز بود، وقتى شنيدم و به چشم خود ديدم كه در سن‏خوزه كاليفرنيا حدود 300 نفر مسلمان از رتبه صدم به نودم (چونكه صد آمد نود هم پيش ما است) نزول يافتند، يعنى از آيين اسلام كه اساسش بر عقل و عشق و دنيا و آخرت و خلق و حق است، به آيين دست‏خورده مسيحيّت كه ادّعا دارد صرفاً بر عشق و محبّت استوار است، گرويدند. و چون علّت را جويا شدم، گفتند مسيحيّت آيين محبّت است و مسيح(ع) مى‏فرمايد: همسايه خود را به اندازه خود دوست بدار و اسلام آيين قساوت كه مى‏گويد: آنها را هر كجا يافتيد بكشيد، عمل مسلمانان هم بر همان مبناست!
گفتم: عزيز من، نه تو مسيحيّت را درست شناختى نه اسلام را. تنها يك كلام ناقص از حضرت مسيح نقل مى‏كنى و آيه‏اى ناقص از قرآن؛ مثل شما چنان است كه ناخن يا بند انگشتى را از پيكره انسان جدا كنيد و بگوييد انسان همين است.
عزيز من، اصولاً دين حركت شوق‏انگيز كماليه فطرت است براى رسيدن جزء به كل؛ يعنى انسان به اصلش كه خداست. لذا هيچ آيين الهى نيست كه مبنى‏بر عشق و پرستش نباشد. اين قوانين اجتماعى است كه مهر و قهر را تقاضامند است و زمان و موقعيّت‏هاى فرهنگى و اجتماعى و اقتصادى است كه افراد را مى‏سازد و جهت مى‏دهد تا از يك مكتب پر از مهر و عشق بى‏رنگ و پرصفا، بر مبناى ساختار فردى و نهاد تاريخى و ملّى و موفقيّت‏هاى اجتماعى و سياسى، برداشت‏هاى متناسب با زمينه فكرى و ذهنى خود داشته و با تبليغ مكرّر آن دانه‏هاى مسموم را در اذهان بكارند كه مردم باورشان شود كه دين يعنى همين!
امّا آنچه درباره قرآن شنيده‏ايد در رابطه با آيه پيش از آن معلوم مى‏شود كه اين كلام براى مبارزه با متجاوزان ستم‏پيشه‏اى است كه مسلمانان را تنها به جرم عقيده مى‏گرفتند و مى‏كشتند كه سرانجام مجبور به هجرت شدند. در هجرت هم نگذاشتند با عقيده خويش آزادانه زندگى كنند و با حملات پى‏درپى درصدد آن بودند كه آن عقيده و عقيده‏مندان را نابود سازند. اگر شما بوديد براى دفاع از جان و مال و عقيده خويش پايدارى و پيكار نمى‏كرديد؟ ثانياً چرا از اين گلستان فقط خار ديديد؟ اگر كاه در چشم و يا ريگى در كفش نداريد.
 به قول سعدى:
كرا زشتخويى بود در سرشت
نبيند زطاووس جز پاى زشت
 و به قول مولانا:
چون به چشمت داشتى شيشه كبود
جمله عالم كبودت مى‏نمود
 .....
برای خواندن متن کامل مقاله روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 5 بهمن1386ساعت   توسط صلح كل  |