|
علامه ملا محمد باقر مجلسی(مجلسی دوم) رحمت اله علیه و تصوف این گفتار تلفیقی است از جوابیه ملا محمد باقر مجلسی قدس سره به ملا خلیل در مورد تصوف و قسمتی از متن مصاحبه جناب آقای دکتر شهرام پازوکی با روزنامه شرق که اتفاقا ایشان هم به مطالبی از ملا محمد باقر مجلسی در مورد تصوف اشاره کردند: در جوابیه علامه مجلسی به ملا خلیل در قسمتی از آن علامه در پاسخ به سوال ملا خلیل در مورد حقیقت و بطلان طریقه صوفیه مطالبی میفرمایند که قسمتهایی از آن انتخاب گردیده است که امید است مورد توجه خوانندگان عزیز قرار گیرد عزیزانی که تمایل داشته باشند متن کامل این کتاب را مطالعه فرمایند میتوانند به کتاب رساله تشویق السالکین (انتشارات نور فاطمه چاپ سوم ۱۳۷۵)قسمت اجوبه مراجعه فرمایند پاسخ علامه ملامحمد باقر مجلسی به ملا خلیل در مورد حقیقت و بطلان طریقه صوفیه: *چنانکه سلسله شیعه در میان علما از سلسله های دیگر ممتاز بوده همچنین سلسله صوفیه شیعه نیز از غیر ایشان ممتاز بوده و چنانچه در عصرهای ائمه معصومین صلوات اله علیهم اجمعین صوفیه اهل سنت معارض ائمه علیهم السلام میبودند که احادیث بسیار در مذمت آنها وارد شده و در زمان غیبت امام علیه السلام نیز صوفیه اهل سنت معارض و معاند میبوده و هستند(صفحه ۳۰)(مشخص میشود احادیثی که از ائمه نقل شده به گفته علامه در مذمت صوفیه اهل تسنن بوده و عده ای از عالم نمایان که امروز با مطرح کردن این احادیث دست به عوامفریبی زده و فاجعه تخریب حسینیه شریعت را در قم را به پا کرده اند در حقیقت از دشمنان ائمه و تشیع و علما و عرفای راستین اسلام هستند که قصد دارند با ایجاد تفرقه اتحاد شیعیان را در این شرایط حساس بر هم بزنند-صلح کل) *و صوفیه اهل حق هم شیعه میبوده و هستند و بر این معنی شواهد بسیار است (صفحه ۳۰) *صوفیه شیعه همیشه علم وعمل و ظاهر و باطن را با یکدیگر جمع میکرده و در زمانهای تقیه مردم را به ریاضات و مجاهدات از اغراض باطله صاف میکردند و بحلیه علم وعمل ایشان را محلی گردانیده بعد از آن دین حق ائمه اثنی عشر علیهم السلام را به ایشان القا میکردند(صفحه ۳۱) *طریقه صوفیان عظام که حامیان دین مبین بودند در ذکر و فکر و ریاضت و ارشاد مباین است با طریقه صوفیانی که به مشایخ اهل سنت منسوبندکه چرخ زدن و سماع کردن و برجستن و دف زدن را جایز میدانند.(صفحه ۳۳) *و بسیاری از علما دین نیز طریقه مرضیه صوفیه حق را داشتند و اطوار و اخلاق ایشان مباین طایفه صوفیه اهل سنت بوده مانند شیخ بها الدین محمد عاملی رضوان اله علیه که کتب او مشحون است بتحقیقات صوفیه و والد مرحوم فقیر رضوان اله علیه(منظور از والد ایشان همان علامه ملا محمد تقی مجلسی است که به مجلسی پدر هم شهرت دارند و در پستهای گذشته آرا ایشان را راجع به تصوف بررسی کردیم -صلح کل)از جناب شیخ مزبور تعلیم ذکر و فکر گرفته بودند و هر ساله یک اربعین دو اربعین و بیشتر به عمل میآورد و جمع کثیر از تابعان شریعت مقدسه را موافق قانون شرع بریاضت وا میداشت(صفحه ۳۵) *باید بر شما ظاهر باشد که این سلسله علیه را که مروجان دین مبین و هادیان مسالک یقینند با سایر سلسله های صوفیه که سالکان مسالک اهل ضلالند ربطی نیست و باید دانست آنهایی که تصوف را عموما نفی میکنند از بی بصیرتی خودشان است(صفحه ۳۵) و جناب دکتر شهرام پازوکی استاد و مدرس دانشگاه هم مصاحبه ای با روزنامه شرق (یکشنبه ۳ اردیبهشت ۸۵) داشتند و اشاره ای به آرا علامه مجلسی در مورد تصوف داشتند که خلاصه ای از آن به لحاظ اهمیت درج میشود: {نقل قول دوم از نامه مجلسى دوم است به شخصى به نام ملاخليل قزوينى كه خودش عالم بوده و از او سئوال مى كند كه طرايق فكرى ما چيست؟ اين طريقه ها متفاوت هستند. نظرتان را شما بگوييد كه كدام يك مورد تائيد شما است؟ از مجلسى به عنوان بزرگترين محدث كه كتاب بحارالانوار را دارد، كارى به صحت و سقم احاديث آن ندارم، ولى جامع تر از بحارالانوار ما مجموعه روايى در عالم شيعه نداريم اين پرسش را مى پرسد. مرحوم مجلسى در پاسخ مى گويد: ۱- طريقه حكما ۲- طريقه مجتهدين و اخباريين كه شرح مى دهد من بين طريقه مجتهدين و اخباريين نظرم وسط است. ۳- طريقه صوفيه كه شرح مى دهد صوفيه خوب داشتيم (صوفيه شيعه) و صوفيه بد داشتيم. در مورد صوفيه مى گويد اين جماعت زبده مردم هستند ولى چون در هر سلسله جمعى داخل مى شوند كه آنها را ضايع مى كنند و در هر فرقه از شيعه و سنى و زيدى و صاحبان مذاهب باطله هستند، همچنين در ميان سلسله صوفيه، شيعه و سنى و ملحد هستند... و چنانچه در عصرهاى ائمه معصومين(س) صوفيه اهل سنت معارض ائمه(ع) بودند و احاديث بسيار در مذمت آنها وارد شده. در زمان غيبت امام نيز صوفيه اهل سنت معارض و معاند مى بوده و هستند. اما از صوفيه اهل حق هم كه به زعم او شيعه باشند مى بوده و هستند شواهدى را نقل مى كند. بعد ذكر مى كند كه صوفيه شيعه هميشه علم و عمل و ظاهر و باطن را با همديگر جمع كردند و توضيح مى دهد_ نقل قول مستقيم- : «طريقه صوفيان عظام كه حاميان دين مبين بودند در ذكر و فكر و رياضت و ارشاد مباين است با طريقه صوفيانى كه به مشايخ اهل سنت منتسب هستند.» در جاى ديگر به حقيقت تاريخى اى اشاره مى كند كه متاسفانه ما يادمان رفته و آن هم اين است كه تشيع اصلاً به واسطه تصوف در ايران رسميت پيدا كرد. يعنى در دوره صفويه كه خود صفويه يك سلسله صوفيه هستند كه به شيخ صفى الدين اردبيلى مى رسيد و جزء شاخه هاى سلسله معروفيه هستند. بعد مرحوم مجلسى اشاره مى كند كه _ نقل قول مستقيم- : «ظهور و بروز اين دين مبين اولاً از حسن سعى آن پادشاه جنت آرامگاه شد كه از آباى كرام خود- شاه اسماعيل- به طريق صوفيه حقه از عبادت و رياضت و قناعت و عزلت و ترك دنيا موافق شرع انوار رفتار مى كردند و بسيارى از علماى دين نيز طريقه مرضيه صوفيه حق را داشته اند.» و مثال مى زند از شيخ بهايى و مجلسى اول اشاره مى كند كه شيخ بهايى به پدر او يعنى مجلسى اول دستور ذكر و فكر داد. من مى خواهم راجع به مسئله ذكر و فكر هم تاكيدى كنم. مجلسى دوم مى گويد پدرش مجلسى اول از جناب شيخ مزبور يعنى شيخ بهايى تعليم ذكر و فكر گرفته بودند و هر ساله يك اربعين و دو اربعين و بيشتر به عمل مى آورد. مخصوصاً اين كلمه ذكر و فكر را به كار بردم براى اينكه ظاهراً بعضى اوقات گفته مى شود كه اين تعبير ذكر و فكر در اسلام نبوده. من مى خواهم بدانم چطور نبوده كه مجلسى دوم مى گويد پدر من مجلسى اول تعليم ذكر و فكر گرفته بوده؟ اينكه مى گويم به اين دليل است كه يكى از مستندات اداره اوقاف در مورد اين است كه وقف آن حسينيه درست نيست اين است كه در موقوفه اش آمده بوده كه مجالس ذكر و فكر در آن برپا شود. گفته بودند كه اين كلمه «ذكر و فكر» در اسلام نيست و نبوده است. پس اين مجلسى دوم اين كلمه را از كجا آورده است؟ اين همه در متون سلوكيه شيعه كلمه ذكر و فكر به كار برده شده از علامه طباطبايى بگيريد، رساله سير و سلوك علامه حسينى تهرانى بگيريد تا عقب تر از آثار مرحوم قاضى، همه طريق ذكر و دستور فكر داشتند. چطور مى گويند اين كلمات نبوده؟ مجلسى مى گويد: بر شما ظاهر باشد كه اين سلسله علميه را كه مروجان دين مبين و هاديان مسالك يقين است. آدم اينجا مى ماند بين اينكه آيا از علامه مجلسى آن رواياتى كه در ذم اهل تصوف نوشته شده بود نخوانده بوده؟ خودش كه مى گويد خوانده است. پس چه جور با توجه به آن روايات مى گويد كه دين مبين اسلام از طريق تصوف رشد پيدا كرده است؟} ........................................................... توضیح صلح کل:حضور برادران اهل تسنن عرض شود که برادران مسلمان و شیعه شما در سلسله نعمت الهی گنابادی هیچگونه عناد و غرض با برادران اهل سنت ندارند. و مطالبی که در بالا درج گردیده جهت آشکار گردیدن عناد و غرض ورزی عده ای نا آگاه است که از زدن تهمت و افترا و دروغ بستن به برادران شیعه خود ابایی ندارند.لذا مطالب بالا به هیچ وجه توهین به اهل تسنن نمیباشد.در حقیقت اگر چه بین ما(شیعیان علی (َع))و شما (اهل تسنن) اختلافاتی وجود دارد اما اشتراک در یک پیامبر یک قبله و یک کتاب آسمانی میتواند زمینه های اتحاد در شرایط حساس کنونی را فراهم آورد چرا که مرام ما صلح است و صلح است و اتحاد وبرادری
+ نوشته شده در دوشنبه 4 اردیبهشت1385ساعت   توسط صلح كل
|
|
|